![]() |
![]() |
|
![]() آيت الله هاشمي شاهرودي ****** ![]() مرحوم آيت الله مشكيني ****** ![]() آيت الله صانعي ******
![]() حجت الاسلام محتشمي پور ****** ![]() دكتر قاليباف ****** ![]() مهندس بهزاد نبوي ****** ![]() دكترمرندي و محسن رفیق دوست عکسهایی از دوران جوانی چهره های سیاسی کشور ![]() آيت الله هاشمي شاهرودي ****** ![]() مرحوم آيت الله مشكيني ****** ![]() آيت الله صانعي ******
![]() حجت الاسلام محتشمي پور ****** ![]() دكتر قاليباف ****** ![]() مهندس بهزاد نبوي ****** ![]() دكترمرندي و محسن رفیق دوست |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 5:11 بعد از ظهر توسط رضا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 6:50 بعد از ظهر توسط رضا |
|
|
به گزارش سرويس بينالملل «تابناك»، در دوازدهم اكتبر 1999، «پرويز مشرف» از طرف «نواز شريف» صاحب قدرت شد. وي اختيار فرماندهي يك گروه نظامي را در اسلامآباد، پايتخت پاكستان بر عهده گرفت. او مأمور بود تا تلاشهاي روزافزون آمريكا در پشتيباني و حمايت از دولتهاي غيرنظامي سست و ضعيف در پاكستان را افزايش دهد.
كودتاي بي عيب و نقص دولت «نواز شريف» پس از ساعتها تفكر درباره تصميمگيري در بركنار كردن ژنرال انجام گرفت و در نتيجه، پرويز مشرف به عنوان فرمانده ارتش نظامي پاكستان برگزيده شد. مشرف در مورد مشكلات سياسي، كشمكشهاي بسياري با شريف داشت كه بيشتر بر سر موضوع كشمير، مرزهاي هيماليا (منطقهاي كه در سال 1999 پاكستان و هندوستان يك جنگ دههفتهاي بر سر آن داشتند) بود. همچنين چند روز پس از واگذاري قدرت، مشرف در يك مصاحبه تلويزيوني گفت: ارتش هيچگونه قدرتي ندارد!
سياست خارجي اوليه مشرف بيشتر بر روابط پيش رو با هندوستان متمركز بود. وي از سوي قدرتهاي خارجي در مورد متوقف نمودن حمايتهايش از گروهكهاي تروريستي و جنگهاي نظامي خانگي و كمرنگ كردن تأثير هندوستان در منطقه كشمير تحت فشار بود. مشرف در نخستين ديدار خود در 5 فوريه 2000 با رهبر ايالت كشمير پاكستان حمايت خود را از گروههاي شورشي ايالت كشمير هند در اردوگاه پناهندگان سياسي واقع در مظفرآباد پاكستان اعلام كرد.
مشرف در مصاحبههاي مطبوعاتي با زبان، ادبيات و فرهنگ خارجي، راحتتر ارتباط برقرار ميكرد.
كمي پس از حادثه 11 سپتامبر و حمله تروريستي به آمريكا، «كالين پاول» به منظور تصميمگيري قاطع و مشخص درباره آينده افغانستان، به پاكستان سفر كرد. پاول اقدامات به اصطلاح «جسورانه و شجاعانه» مشرف را در حفظ اسلامآباد از حمله نظامي طالبان ستايش كرد و مشرف نيز در پاسخ گفت: پاكستان از تلاشهاي نظامي آمريكا در مورد افغانستان حمايت خواهد كرد.
پرويز مشرف در اكتبر 2001، براي يك استراتژي سياسي عليه افغانستان فرا خوانده شد. اين برنامه به منظور جلوگيري از اقدامات طالبان صورت گرفت. مشرف با «ويم كوك»، نخستوزير هلند، پيرامون مشكلات ايجادشده توسط پناهندگان سياسي افغان در پاكستان گفتوگو كرد.
كشمكشهاي افغانستان باعث ايجاد مصالحه و آشتي ميان آمريكا و پاكستان و هندوستان و رقباي هميشگي منطقه شد. مشرف در مدت ديدار خود از دهلي نو در جولاي 2001 به همراه همسر خود از تاجمحل در شمال هندوستان ديدن كرد.
تنشهاي موجود بين پاكستان و هند از سال 1998 به وجود آمد؛ زماني كه هند و پاكستان نخستين سلاحهاي اتمي خود را آزمودند و رهبران دو كشور به دليل مسأله كشمير در سال 2001 در برابر هم قرار گرفتند. مشرف در مدت حضور خود در دهلي نو، روي مزار «مهتما گاندي»، پدر ملت هندوستان، گلبرگهاي رز ريخت و از او تجليل كرد.
در سيام آوريل 2002، مشرف براي افزايش قوانين خود و گسترش دامنه قدرت رياستجمهورياش، در يك رفراندوم شركت كرد. مشرف در «لاهور» پاكستان گفت: آينده ديپلماسي پاكستان در دستان شماست.
مشرف در سيام آوريل 2002 رأي مورد نظر را در رفراندوم به دست آورد و توانست با به دست آوردن 98 درصد آرا به حكومت خود ادامه دهد.
تجزيه و تحليلها بر اين اصل استوار است كه برگزاري رفراندوم، ريسك بزرگي براي مشرف به شمار ميرود. اين در حالي است كه دولت پاكستان، مبلغ 2.3 ميليون دلار كمك مالي دريافت كرد و اين در حالي بود كه واشنگتن نتيجه رفراندوم را نامشخص ميدانست.
مشرف با رفراندوم برگزارشده در پاكستان، توانست اعتبار سابق اين دولت را به آن بازگرداند.
در چهارم اكتبر 2002، پاكستان موشكهاي بالستيك خود را كه قابليت حمل كلاهك اتمي را داشتند، آزمايش كرد. در اين تصوير، مشرف در حال قدرداني از سربازان خود پس از آزمايش موشك «شاهين 1» است.
مشرف در نيويورك در برنامه «ديليشو» با «جان استوارت» گفتوگو كرد.
مشرف در گفتوگو با «حامد كرزاي»، رئيسجمهور افغانستان، با حركات دست در مكان كنفرانس رياستجمهوري كابل در ششم سپتامبر 2006 گفتوگو كرد. او پاكستان و افغانستان را كليد متحدان آمريكا در مبارزه با تروريسم خواند و بر پيوستن آنها به يكديگر تأكيد كرد.
در چهارم مارس 2006، پرويز مشرف به همراه جورج بوش در كنفرانس «Aiwan-e-sadr» يا كاخ نخستوزيري در اسلامآباد براي پيوستن پاكستان به آمريكا در اسلامآباد شركت كرد.
وي بارها خواست خود را فردي مردمي، متقدر و دوستدار ملت نشان دهد. مشرف در حال اهدا كردن چك به قربانيان سيل در منطقه «كامبو سعيد» پاكستان در جولاي 2007 است. در همان ماه او دستور داد تا مسجد سرخ اسلامآباد توسط نيروي امنيتي ويران شود و اين جريان باعث مرگ بيش از صد نفر شد.
مشرف نخستين كنفرانس اضطراري خود را در يازدهم نوامبر 2007 برگزار كرد و در آن در مورد «محمد چاودهاري»، قاضي دادگاه، صحبت كرد و وي را عزل و به زندان انداخت.
پس از عزل رئيس ديوان عالي قضائي پاكستان درگيريهايي در پاكستان روي داد. در اين درگيريها صدها وكيل پاكستان دستگير و روانه زندان شدند.
مشرف در حال پاك كردن اشكهاي خود پس از انتخاب شدنش به عنوان رئيسجمهور پاكستان در 29 نوامبر 2007 است.
پس از اعلام پيروزي مشرف در انتخابات، وي از رياست ستاد ارتش پاكستان كنارهگيري كرد.
در شانزدهم آوريل 2008 در المپيك پكن، مشرف و «يوسف رضا گيلاني»، نخستوزير، در مراسم افتتاحيه المپيك شركت كردند.
مشرف در 23 مارس 2008 در رژه مردم (تظاهرات عمومي مردم در روز ملي پاكستان» حضور يافت و در ميان مردم سخنراني و بار ديگر بر ديپلماسيهاي خود تأكيد كرد.
در دوران پاياني رياستجمهوري مشرف، «بينظير بوتو» و «نواز شريف»، دو تبعيدي سياسي به كشورشان بازگشتند.
ترور بوتو بيشك يكي از مهمترين حوادث پاياني حكومت مشرف بود چراكه همين امر سبب شكستا سنگين حزب حامي مشرف در انتخابات پارلماني شد.
پس از پيروزي مخالفان مشرف در انتخابات، پارلمان قدرت را در اختيار كابينه گيلاني به عنوان نخستوزير قرار داد.
سرانجام ژنرال مشرف بازنشسته در يك نشست تلويزيوني كه با مردم صحبت ميكرد، از رياستجمهوري كشور كنارهگيري كرده و استعفا داد.
كنارهگيري مشرف با خوشحالي و شادي مخالفان وي همراه شد.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 6:39 بعد از ظهر توسط رضا |
|
|
هیچی مثل شاد کردن دل مومن نیست وحالا اسفندیارجون(مشایی)چه جوری دل این مومنین یهودی
اینهم برای خالی نبودن عریضه.البته انگارخرج کردن ازجیب بیت الحال(ببخشید بیت المال)راحتترازاینه که بنده خدازبون کوچولوش رو بچرخونه وبگه غلط کردم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 7:21 بعد از ظهر توسط رضا |
|
زمانی احمدی نژادباافتخارتمام حرف از نابودی اسرائیل و محو آن ازنقشه جهان میزد ولی این روزها احمدی نژادرا چه شده روزی با آمریکا مذاکره میکند روزی حرف از تاسیس دفترحافظ منافع آمریکا درتهران میزند واین روزها هم گویا ماموریت ناتمام دیگررا دارد تمام میکند.البته شاید هم جریانی پشت پرده باشد که ماخبرنداریم. فردی که سمت بالایی دردولت دارد حرف ازدوستی با ملت!!!!!!جعلی اسرائیل زده و ملت آمریکا رااز همه ملتها حتی ملتهای اسلامی بالاتردانسته و احمدی نژاد هرروزتشویقی جدیدتر و حمایت قاطع ترازاومینماید. همه اینها درحالی است که احمدی نژاد کوچکترین انتقادهای دلسوزترین مسئولین وحتی شخص انقلابی و بسیار وجیه چون وزیرکشورسابقش هم برنتافته و اورااز سمتش عزل کرد.درحالی که پورمحمدی وزیرسابق کشور آنچنان پرونده اش سالم و سرشار ازخدمت به نظام بود که حتی درپروژه کودتای قتلهای زنجیره ای هم که بسیاری ازنیروهای انقلابی مورد تهمت وافتراقرار گرفتندولی هیچ کس نتوانست ذره ای شبهه درباره او ایجاد کند باکمال تاسف باید بگویم احمدی نژاد به جای برخورد قاطع بامسئولی که تایید هزارباره سخنان قبلی اش جایی برای تردید درجاسوس بودن وخائن بودنش باقی نگذاشته است یکبار اورابه سفری مهم درترکیه میبرد و روزبعد اوراهمراه خود به مراسم پرتاب ماهواره سفیرامید که پروژه ای ملی است میبرد این راهم نباید ازنظر دور داشت که احمدی نژاد سابقا ازنیروهای چپ بود که امروز لباس اصول گرایی به تن کرده و چه بساکه اوهم پروژه ای مثل سعید حجاریان و نقش جاسوس درمیان طیف مخالف رانداشته باشد تنها بااین تفاوت که کسی مثل سعید حجاریان درجناح مقابلش هضم شد و ماموریت ویژه اش را فرآموش کرد ولی گویا احمدی نژاد همچنان اصالت خودرا حفظ نموده . ومطلب دیگراینکه آمریکاییها وغرب درپرونده هایی که مربوط به ایران است سعی کرده اند حتی الامکان رهبری نظام را هیچ بیانگارند و درحالی که تصمیم گیرنده اصل در مسائل نظام رهبری است ولی تمامی پرونده های مهم را تنها بادولتهای وقت ویا افرادی غیرمرتبط با رهبری پیگیری میکنند وچه بسا دربسیاری ازموارد که میدانندبه راحتی کاربه جایی نمیبرند از روشهای رادیکالی استفاده کرده و از هسته های جاسوسی خفته اشان درایران بهره میبرند. کافی است به مطالبی که سابقا درباره پرونده ترور شهید رجایی و دست داشتن امثال بهزاد نبوی دراین پرونده نوشته بودم مراجعه شود واینکه کسی مثل کشمیری که مستقیما بمب راکارگذاشته بود دبیرشورای امنیت ملی بود ولی گویا منافقین مهره های بالاتری درنظام داشتند که حاضرشدند پرونده کشمیری را دراین پرونده سوزانیده و اورابرای همیشه ازکشور فراری دهند حالا آیا همین هسته های خفته پروژه خطرناک جدیدتری درکشور درحال اجراندارند
|
|||||||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 8:13 بعد از ظهر توسط رضا |
|
|
شما در خصوص این سخنان چیست ؟
سوال سوم: چرا مسئولي (بویژه رئیس جمهورمحترم)در دولت انقلابي و اصولگرا پاسخگوی این عمل خفت بار نیست؟! سوال ششم: چرا رئیس جمهور سكوت كردهاند؟ ویک سوال از رئیس جمهور عزیز جناب آقای دکتر احمدی نژاد: آیا آقای مشايي نباید از ملت ایران وفلسطین عذرخواهي کند؟ ازمسئولیت در این دولت استعفا دهید. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 8:43 بعد از ظهر توسط رضا |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 1:14 قبل از ظهر توسط رضا |
|
|
إنالله و إنا إلیه راجعون
این جمله هنوز هم در ذهنم رنگ کهنگی نگرفته خمینی سنگ بزرگی برداشته است آری این جمله را آیت الله بهاالدینی درباره امام خمینی فرموده بودند. شخصی برایم تعریف میکرد ومیگفت زمانی که انقلاب پیروز شده بود وامام ره هنوز درقم ساکن بودند شبی به آیت الله بهاءالدینی اطلاع دادند که امام خمینی امشب قصد دیدار باشما را دارند و آیت الله بهاءالدینی به شخصی (که الان نامش رافرآموش کرده ام)فرموده بودند خمینی سنگ بزرگی رابرداشه است . البته این نه به معنای نفی انقلاب بوده بلکه منظورشان سختی و طولانی بودن راهی بوده که امام خمینی ره درپیش گرفته بودند بیاییم کمی فکر کنیم که ارمانهای امام چه بود که ایشان حاضر بودند جان هزاران انسان ازشریفترین انسانهای روی زمین وحتی علمای برجسته زمانه خود و حتی جان شریف خودشان راهم دراین راه فدا کنند . آری کمی تعمق درگفتار وکلام نورانی آن سفرکرده میتواند مارا به هدف برساند احقاق حق ، بازگشت انسانیت ، اجرای عدالت ، ریشه کنی ظلم و فساد ، مبارزه با زورگویان ، بازپس گیری حق مظومان و یک کلام پیاده کردن اسلام ناب محمدی اما پس از ۳۰ سال از انقلاب ما چه کرده ایم . هرروز خبرها و جریاناتی درکشور شاهدیم که متاسفانه هیچ سنخیتی با آرمانهای امام نداشته وندارد دوتا ازبرجسته ترین آنها دوخبری است که اخیرا کم هم پر سروصدا نبوده اند ۱ـ خزعبلات آقای(باعرض پوزش ازتمامی آقایان که ناچارا باید اسم آقارا روی یک بی شرم بیحیا نیزبگذارم)رحیم مشائی که متاسفانه در پوشش روابط خانوادگی بارئیس جمهور محترم دارای بالاترین مصونیتها شده اند و اقدامات و حرفهایی زده ومیزنند که درصورت ارتکاب کمترین آنها توسط بارزترین شخصیتهای انقلابی آن شخصیتها تاکنون ازگردونه نظام حذف شده اند که البته حقیر احتمال جاسوس بودن این فردراهم بعید نمیدانم چرا که باتحولات اخیر درسطح منطقه وتلاش مستمر صهیونیستها درخارج کردن مراکز مهم مقاومت از حوزه مقاومتهای اسلامی جای شکی نمیماند که تمامی تلاش و سعی خودرابه کار گرفته اند تا آماری نیز ازدرون کشور ما گرفته تاشاید به نقطه امیدی دراین زمینه دست یابند. ۲ ـ حادثه دانشگاه زنجان که البته حقیر هم گویا کمی دیرخبرش به دستم رسیده است و باکمال تاسف باید بگویم گویا درپی بی مسئولیتی ، بی تعهدی و ضعفهای بسیارشدیدی که درطی سالهای اخیر برنهادهای قضایی نظارتی و فرهنگی ما حاکم گردیده است هرروز باید شاهد جلوتر آمدن خطوط قرمز فرهنگی امنیتی اجتماعی اخلاقی وحتی درحوزه های دیگر درزمینه های سیاسی و ... ازمعیارهای اصلی خود باشیم . چراباید مساله عفاف وحریم خانواده و ناموس که حتی ازقبل از اسلام ودر دوران هخامنشیان و ساسانیان هم ازمهمترین مسائل نزد ما ایرانیان بوده و هیچگاه هیچ مسامحه ای دراین زمینه نداشته ایم و به قول شخصی که میفرمودند حتی دراین زمینه ایرانیان ازبرترین وسالمترین نسبها درمیان جوامع بشری برخوردار بوده اند تااین اندازه درجامعه ما رنگ ببازد. آری تاچندی پیش داد همگان بلند بودکه چرامساله عفت درجامعه مادرحال رنگ باختن است ولی درپی بی تفاوتیهای مستمر قوه قضائیه حالا باید شاهد این باشیم که حتی یک استاد و شاید به زودی کسی درمنصبی بسیار پایین ترنیز از هر مسئولیتی درزمینه ارضاء شهوات و امیال شیطانی خود بیشترین باجگیریها و سوءاستفاده ها راداشته باشند.آنهم نه در محیطی عادی که در محیط مقدسی که باید محل تربیت هزاران جوان وآینده ساز این کشور باشد. بازهم به مسئولین کشوری به خصوص ریاست قوه قضائیه اعلام میداریم آقای شاهرودی و مسولین نظام تا کی شاهد جلوتر آمدن خطوط قرمز امنیت اجتماعی و عفت و اخلاقیات جامع اما باشیم و علت آن چیست ؟ به راستی هرکس دراین زمینه کوتاهی کند باید جوابگوی خون هزاران شهیدی باشد که ازجان و مال وناموس خود مایه گذاشتند تا ما پس از آنان پرچم مقدس این انقلاب را به دستان مبارک صاحب اصلی اش برسانیم
فیلم مظلومیت یا شاید کاسه زیر نیمکاسه دردانشگاه زنجان
دادستان زنجان: ارتباط ناصحيح عاملان حادثه توطئهبودن موضوع دانشگاهزنجان منتفي نيست تعطيلي دانشگاه زنجان و تعويق امتحانات پرونده زنجان: «انگیزه شیطانی بوده» معاون دانشگاه زنجان دختر را صیغه كردهبود!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 8:37 بعد از ظهر توسط رضا |
|
|
کودکان اسرائیلی درجنگ ۳۳روزه که بانوشتن خاطرات شیرین خودبرروی بمبهایی که قرار بود ساعتی بعد برسرکودکان لبنانی فرود آید شادی خود رابه اوج رسانیدند.حالا به نظر شما آقای مشائی که عاشق مردم اسرائیل است منظورش کدام یک ازاسرائیلیهایی ست که دستش آلوده به جنایتی نباشد.گفتنی است این آقای عاشق چندی پیش نیز درسفری به ترکیه دریکی ازمجالس رقص لائیکهاحضوری فعال داشت که علیرغم تکذیب شدید ایشان اما فیلمش به سرعت درسایتهای اینترنتی منتشرشد
براي هزارمين بار و قويتر از گذشته اعلام ميكنم كه ما با همه مردم دنيا دوست هستيم حتي مردم آمريكا و اسرائيل. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 9:24 بعد از ظهر توسط رضا |
|
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 7:58 بعد از ظهر توسط رضا |
|
|
یک خبرجالب ازخبرگزاری فارس :
شاكي در بازپرسي شعبه دهم دادسراي رسالت گفت: 15 سال پيش برادرم در يكي از بيمارستان ها بستري شد. يك شب كه مادرم به عنوان همراه كنارش بود صداي گريه هاي پسر جوان بيماري را شنيد كه غريبانه اشك مي ريخت. او به مادرم گفته بود خانواده اي ندارد و همه فاميلش را از دست داده است. بدين ترتيب مادرم در اقدامي ناگهاني تصميم گرفت تا به كابوس هاي تنهايي پسر جوان پايان دهد. به همين خاطر يك شب كه از محل كار به خانه برگشتم از مادرم شنيدم كه قصد دارد مرا شوهر دهد.
آن روزها كارگر يك شركت بودم و مقداري پس انداز داشتم. به همين خاطر با كمك مادرم خانه اي خريديم و پس از برگزاري جشن كوچك عروسي، من و غلام زندگي مشتركمان را شروع كرديم. اما پس از ازدواج متوجه شدم شوهرم مردي فريبكار است كه برادرانش او را از خانه بيرون انداخته اند.
زن جوان ادامه داد: در حالي كه به خاطر خريد خانه اي كوچك مبلغ قابل توجهي بدهكار بوديم شوهرم تن به كار نمي داد و دائم براي سركيسه كردن ديگران نقشه مي كشيد.
او بانشان دادن گواهي هاي پزشكي خود را بيمار صعب العلاج معرفي مي كرد و حس ترحم افراد نيكوكار را تحريك مي كرد. حتي يك بار كه استخوان پاي دخترم شكست، مدارك پزشكي او را از بيمارستان ربود و پس از مراجعه به چند مؤسسه خيريه ادعا كرد كه قادر به تأمين هزينه هاي درمان نيست. بدين ترتيب كمك هاي مالي قابل توجهي هم جلب كرد. اين در حالي بود كه نسبت به مداواي دخترم هيچ رغبتي نشان نمي داد تا اين كه كم كم اين ترفند روش دائمي او براي جلب كمك هاي مردمي شد و با اين كه سه فرزند داشتيم، همچنان بيكار بود.
زن در حالي كه با گوشه چادر اشك هايش را پاك مي كرد، گفت: به خاطر رفتارهاي شوهرم انگشت نماي اهل محل و فاميل بوديم. او صبح تا شب سر كوچه پاي تلفن عمومي از راه هاي مختلف به فكر جمع آوري كمك و صدقه بود. بارها سر اين موضوع با هم جر و بحث كرديم. اما او هيچ توجهي به آبروي خانوادگي من و فرزندانم نداشت. ديگر تحمل رفتارهايش را نداشتم و با تمام وجود از او بيزار بودم. به همين خاطر حاضر شدم با دريافت حق سرپرستي فرزندانم، مالكيت بخشي از خانه را به او واگذار كنم و توافقي از هم جدا شويم.
بعد از آن من ماندم و هزينه هاي زندگي خود و سه فرزند قد و نيم قدم. با اين حال از طريق كار كردن در خانه هاي مردم و خياطي هزينه هاي زندگي را تأمين مي كردم. تا اين كه در كمال ناباوري هنگام بازگشت به خانه اعلاميه ترحيم خودم را در دست پسرم ديدم و فهميدم كه شوهرم اين بار با چاپ اعلاميه و آگهي ترحيم و به بهانه تنگدستي از افراد دلسوز براي تأمين هزينه خاكسپاري و برگزاري مراسم ختم من كمك خواسته است. به همين خاطر تحملم را از دست داده و از شوهر سابقم به اتهام نشر اكاذيب و كلاهبرداري شكايت دارم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 0:20 قبل از ظهر توسط رضا |
|
|
--------------------------------------------------
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 3:12 بعد از ظهر توسط رضا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 0:21 قبل از ظهر توسط رضا |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 1:35 بعد از ظهر توسط رضا |
|
|
|
||
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 12:34 بعد از ظهر توسط رضا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 1:35 قبل از ظهر توسط رضا |
|
![]() ![]() ![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 0:54 قبل از ظهر توسط رضا |
|
|
منبع : تابناک |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 12:16 بعد از ظهر توسط رضا |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 3:8 قبل از ظهر توسط رضا |
|
|
به نظرتان چرا با وجود کاهش روزافزون دلار آمریکا همچنان باید پول ملی ما به همان نرخ ثابت درمقابل دلار باقی بماند آیا این ظلم به مردم ما نیست که به خاطر بیماری اقتصاد یک قدرت فاسد ماهم تاوان پس بدهیم و به خاطر اصرار مسئولین بر تثبیت نرخ دلار دربرابر ریال بیماری اقتصاد امریکا را درقالب تورم جهانی به خورد مردم بیچاره بدهیم.آنهم درشرایطی که کشور مامتاسفانه یکی از وارداتی ترین اقتصادهای جهانی را دارد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 3:5 قبل از ظهر توسط رضا |
|
|
منبع : كتاب كودتاي نوژه موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي بهار 1384 |
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 4:39 بعد از ظهر توسط رضا |
|
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() اخبار مرتبط: |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 8:56 بعد از ظهر توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
87/06/01 - 87/06/31 87/05/01 - 87/05/31 87/04/01 - 87/04/31 87/03/01 - 87/03/31 87/02/01 - 87/02/31 87/01/01 - 87/01/31 86/12/01 - 86/12/29 86/11/01 - 86/11/30 |
|
RSS
|